6 شهریور سال 95
-
تاریخ: 1396/6/12 ساعت: 15:22
دو دقیقه بعد از رفتنت ...تنهایی تنهایی مرا بلعید خانه خاموش شد و چراغی ار نفس زدن افتاد از خاب برخواستم به بیداری ...یک چرت اول شبی و حالا ....بدن بی رخوت و کارهای تلنبار شده ...دارم به این فک می کنم پارسال همین موقع به چی فکر می کردم ....شاید بی ربط باشد اما انگار دنبال کمی پول بودم واسه سفر واسه ه...
قربانی ات میشوم اگر باشم
-
تاریخ: 1396/6/12 ساعت: 15:22
فک کنم هشتمین سالیه که عید قربان رو خونه نیستم ...چقد پرت و چقد دور افتاده و چقد مهجور و چقد منفور و .... چقد ادم دلش می گیره و چقد تو خودش خورد میشه .... بهویی تو فکر فرو میری ... دیشب قبل از خاب و فکرهایی که گرمت نمی کنن ... تبریک ها رد و بدل شد و بعد از شدت خستگی بیهوش روی تخت ولو شدم و چشمامو که...
ناصدا
-
تاریخ: 1396/6/12 ساعت: 15:22
در من بخند ... ان همه نعره که زدی بر سرم هیچ وقت نشیدم گوش کر .... از سر من افتاده شنیدن بس است .... پایان تمام اعمال تو لبخند تلخ من است پایان تمام اعمال تو در من ...لبخند تلخ است وانگه سرم اغشته به سودای تو شد ... رنگ می بازم و از سر شب یه بند خونه رو قدم می زنم ....نه دل به کار میدم و نه به چایی ...
دو دقیقه بعد از 4 شهریور
-
تاریخ: 1396/6/6 ساعت: 0:43
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
ساعت 6 صبح دوم شهریور
-
تاریخ: 1396/6/4 ساعت: 0:30
سالگرد هجرت غمگینم نزدیکه ... تموم دیشب رو یه بند با بغض خندیدم ... و تو ارام سر میکشیدی خنده هایم را با اخم .... مدادهای سیاه ...خطهای سفید .... گچ های مدرسه ....بوی غذای خونه ها .... از خاب می پرم ...پتو پیچیده دور پاهام و پشه ها و کولری که نباید روشن بشه ... غلت میخورم و از تخت میام پایین و سیستم...
ساعت 15 روز جمعه 6 شهریور
-
تاریخ: 1396/6/4 ساعت: 0:30
یار تویی غار تویی خواجه نگهدار مرا #مولانا حالت روحی و خوب .... حس رهایی ...حس خلسه ... هیچ تلاطمی در جریان نیست ... لب دریاچه زیر افتاب لم داده ام و زندگی بر وفق مراد است تمام فکرت چسبیده است به زیر طاق ذهنم و من اسوده درونت پلک میزنم..چقد روحت لطیف است و من را از هر حسی خشنی خالی می کند غلت میزنم ...
قاتل رژ لبی
-
تاریخ: 1396/4/15 ساعت: 23:21
-شما را به خدا قسم جلویم را بگیرید من نمیتوانم خودم را متوقف کنم ... ماه ها انکارش کردم وساعت ها بهش فکر نکردم اما اخر سر اون غالب شد و من مغلوب .... نمی تونم ننویسم ... نمی تونم انکارش کنم مثل معتادی هستم که بعد از ماهها به بدنش مواد تزریق می کنه و بعد یادش می افته تموم اون مدت رو به باد داده ..
11:11
-
تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 2:27
من خاموش شدم تو اما روشن باش .... به یادت : دیر امدی نازلی گرگ بغضت گلویم را درید قلبم هزار پاره شد و وسط بیابان بی کسی خشکید
51.09
-
تاریخ: 1395/7/3 ساعت: 22:27
موزیکال فکر میکنم مثل این موزیک متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد. توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد. param name="Aut...
51
-
تاریخ: 1395/7/3 ساعت: 14:33
دلم واست تنگ شده ... لعنت به دلی که تنگ بشه نمی دونم چرا نوشابه های زرد منو یاد تو می ندازن
50
-
تاریخ: 1395/7/2 ساعت: 19:08
سکوتت در من فریاد میزند ....
49
-
تاریخ: 1395/7/1 ساعت: 21:23
دردهایم را شلاق میزنم ... پارک اب و اتش
48
-
تاریخ: 1395/7/1 ساعت: 12:06
مرگ پاییز در اخم های توست .... لبخند بزن
47
-
تاریخ: 1395/7/1 ساعت: 2:06
در سوگ تابستان به پاییز لبخند می زدم .... خیانت
36
-
تاریخ: 1395/6/30 ساعت: 21:45
ساعت از تپش افتاده اما ... تو هنوز می تپی در سینه ام
37
-
تاریخ: 1395/6/30 ساعت: 21:45
خیابونا جای بهتری واسه قدم زدنن وقتی به تو فکر می کنم ...
38
-
تاریخ: 1395/6/30 ساعت: 21:45
امشب یک دو جین چشم, چشم دوخته اند به ماه من و .... رگ غیرتم کرده باد ماه گرفتگی
39
-
تاریخ: 1395/6/30 ساعت: 21:45
پاره کن پرده های شبم .... ویرایش شود
46
-
تاریخ: 1395/6/30 ساعت: 21:45
ساعت ها رو هم جابجا کنی پاییز سرش کلاه نمیره سرش کلاه نرفت توی حیاط با چایی منتظرش بودم که رسید بدون سلام و با شالگردن ...پادشاه فصل هاست پاییز من
40
-
تاریخ: 1395/6/30 ساعت: 16:25
نگفتی ماهتاب امشب چ زیباست نگفتی قلبم از غم ناشکیباست