غمگینم ... دلیلش رو نمی دونم ... از صبح یه شادی توام با غم افتاده به جونم و داره روح خوره میشه واسم ... گاهی ادم دوس داره مثل بچگی خودشو بندازه زمین و داد و هوار ... که نزاره زمان بگزره ... ولی زمان می گذره ... به خودم که نگاه کردم 27 سال عمر کمی نیست ... و همین باعث اخم میشه ... ادم تو خودش فرو میره ...بین خنده هاش یهو یادش میاد که 28 سالت شده ... یهوی میخوره تو ذوقت ... نه نه این باعث ناراحتی نیست ... بگدریم
ممنون از تبریکت ... حس خوبی بهم داد ... حداقل تا چند ساعت بی دلیل لبخند روی لبم بود ... تو شرکت هم هرکی به سبک خودش خواست شادم کنه .... و دوستانی که اصن انتظارشو نداشتم ... خوشحالم که این تبریکات گرم رو لمس کردم ...
حس می کنم حالم خوب نیست ... نمی دونم چرا
میخابم شاید خاب شیرینتر باشه
برچسب:
نویسنده: ماهان بهرامی
تاريخ: جمعه
5 آبان
1396 ساعت: 18:47