45

متن مرتبط با «ارامتر» در سایت 45 نوشته شده است

کمی ارامتر

  • نیلوبلاگ

    کسی در من فریاد می زند .... کمی ارامتر...بغض می کند ... کمی ارامتر...حرف میزند ... کمی ارامتر سرش رو روی فرمان پیکان قراضه اش گذاشته بود و جاده رو می رفت ... پر از سرعت ...شایدم هم بعض کرده بود ... کسی چ میدونه شاید هم توی فکر فرو رفته بود .... جاده پیچید و اون از خاب پرید و دره در انتهاییش به قراضه اهن پاره ای دل سپرد .... و صدایی که حالا ارام ناله می کرد ... از ترس پریدم ...از تختم افتادم زمی...

    ادامه مطلب