خرید بک لینک

روز برنامه نویس مبارک

اینو توی اینستا گذاشتم و از ددوستان خواستم بهم تبریک بگین .... و گفتن ...حس خوبی بود ...بگذریم که من ساعت 8:15 شب رسیدم خونه و درجا بیهوش روی تختم افتادم و تا الان خواب بودم ....قرار بود من برنامه نویسی کنم نه برنامه نویسی منو ....من واقعا عاشق کد زدنم ولی خب گند می زنن به همه ی عشقا ...همیشه افتخارم این بوده که عاشق کارمم و کاری رو انجام میدم و ازش پول در میارم که ازش لذت می برم....یه مدته ازش لذت نمی برم

حسم کرخته انگار وسط خاب بیدارم کردن واسه همینه حس نوشتن ندارم و تازه یادم اومده فردا هم کلاس دارم و هنوز چیزی رو تمرین نکردم ... شام نخورده ... تنها نیاز الان من یه دوش گرم و بعدشم خاب زیاده .... خیلی زیاده...خستگی داره به روحم ضربه میزنه و این خیلی بده...

ازم خواستن یه سری پروپوزال بنویسم واسه اپ ... اینو دقیقا نمیدونم کجای دلم بزارم ...واقعا وقتش رو ندارم ...کاش میشد یه کمی زمان خرید ولی نمیشه و این عادلانه نیست ...هیچی هیچوقت عادلانه نبوده ...نه ؟

برچسب: نویسنده: ماهان بهرامی تاريخ: جمعه 24 شهريور 1396 ساعت: 19:14

صفحه بندی