45

متن مرتبط با «شهریور» در سایت 45 نوشته شده است

6 شهریور سال 95

  • نیلوبلاگ

    دو دقیقه بعد از رفتنت ...تنهایی تنهایی مرا بلعید خانه خاموش شد و چراغی ار نفس زدن افتاد از خاب برخواستم به بیداری ...یک چرت اول شبی و حالا ....بدن بی رخوت و کارهای تلنبار شده ...دارم به این فک می کنم پارسال همین موقع به چی فکر می کردم ....شاید بی ربط باشد اما انگار دنبال کمی پول بودم واسه سفر واسه هجرت ..شاید هم هنوز خبری نبود ...

    ادامه مطلب
  • دو دقیقه بعد از 4 شهریور

  • نیلوبلاگ

    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">...

    ادامه مطلب
  • ساعت 6 صبح دوم شهریور

  • نیلوبلاگ

    سالگرد هجرت غمگینم نزدیکه ... تموم دیشب رو یه بند با بغض خندیدم ... و تو ارام سر میکشیدی خنده هایم را با اخم .... مدادهای سیاه ...خطهای سفید .... گچ های مدرسه ....بوی غذای خونه ها .... از خاب می پرم ...پتو پیچیده دور پاهام و پشه ها و کولری که نباید روشن بشه ... غلت میخورم و از تخت میام پایین و سیستم رو بیدار می کنم و یه وبلاگ میسازم و شروع می کنم به نوشتن .... نوشتنی که حدود 9 ماهیه توی خودم سرک...

    ادامه مطلب
  • ساعت 15 روز جمعه 6 شهریور

  • نیلوبلاگ

    یار تویی غار تویی خواجه نگهدار مرا #مولانا حالت روحی و خوب .... حس رهایی ...حس خلسه ... هیچ تلاطمی در جریان نیست ... لب دریاچه زیر افتاب لم داده ام و زندگی بر وفق مراد است تمام فکرت چسبیده است به زیر طاق ذهنم و من اسوده درونت پلک میزنم..چقد روحت لطیف است و من را از هر حسی خشنی خالی می کند غلت میزنم و طرف دیگرم پر از افتابت میشود ..... خواجه نگهدار مرا ...

    ادامه مطلب